الشيخ محمد جواد الخراساني

108

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

وضع حكومت و هيئت حاكمه : سلطان و روش آن واى بر اين امت از پادشاهان جبار ستمگر كه چگونه مىكشند ، مىترسانند كسانى را كه اطاعت خدا كنند مگر آن كس كه اطاعت ايشان كند . پس مؤمن پرهيزگار با ايشان مسالمت كند به زبان و از ايشان فرار كند به دل . امور به دست كسى افتد كه اگر مردم حرف بزنند ايشان را بكشد و اگر ساكت باشند حق ايشان را مباح خود شمرد ، حقوق ايشان را براى خود جلوگيرى كند و براى خود جلب كند ، حرمتشان را لگدكوب و خونشان را بريزد و دل‌هاشان را پر از خوف و رعب كند . بر خود والى كنند و امر خود و دين خود را بر عهدهء كسى گذارند كه در ميان ايشان به مكر و منكر و رشوه و قتل عمل كند ، گويا ايشان امام و پيشواى قرآنند و قرآن امام و پيشواى ايشان نيست . مالك دولت شود كسى كه مالك آن نبوده و اهل بيت آن را ندارد لكعى از لكع‌ها ( لئيم - احمق - عارى از منطق ) . اهل باطل از عمّال خود كنند و بر اهل حق مسلط كنند . سلطان ، مؤمن را ذليل كند براى خاطر كافر . سلطان ، احتكار طعام كند . اموال ذوى القربى ( از خمس و أنفال و اوقات خاصهء ايشان ) قسمت شود به راه‌هاى باطل و صرف قمار و شراب شود . خرابى بيش‌تر منظور شود از آبادى . چيزى از مشرق و چيزى از مغرب بياورند ( از مرام‌ها و روش ايشان ) و امت اسلامى را به آن آلوده كنند ، اى واى به حال ضعيفان امت از ايشان واى واى بر ايشان از خدا . حكم به جور كنند . همه جا قانون جور حكومت كند .